گفتگو با خدا| 87/12/11 | 13:26
گفتگوباخدا
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.
خدا گفت:پس میخواهی با من گفتگو کنی؟
گفتم:اگروقت داشته باشید.خدا لبخند زد و گفت وقت من ابدی است.چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی ازمن بپرسی؟
چه چیزبیش ازهمه شمارادرموردانسان متعجب میکند؟
خدا پاسخ داد.......
این که آنهااز بودن در دوران کودکی ملول میشوندعجله دارند که زود بزرگتر شوندوبعدحسرت دوران کودکی رامی خورند.
اینکه سلامتشان را صرف بدست آوردن پول می کنندوبعدپولشان راصرف حفظسلامتی می کنند.
اینکه با نگرانی به آینده زمان حال را فراموش می کنندآنچنان که دیگر نه درآینده ونه درحال زندگی می کنند.
اینکه چنان زندگی میکنندکه گویی هرگزنخواهند مردوچنان میمیرندکه گویی هرگز زنده نبوده اند.
واما یاد بگیرند.....
که نمی توان دیگران رامجبوربه دوست داشتن خود کرد.اما میتوان محبوب دیگران شد.
که خوب نیست خودرا بادیگران مقایسه کنند.
که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد بلکه کسی است نیازکمتری دارد.
که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق دردل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم و سالها وقت لازم خواهد بود تاآن زخم التیام یابد.
با بخشیدن بخشش یاد بگیرند.یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقادوست دارند اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنندیا نشان دهند.
که میشود دونفر به یک موضوع واحد نگاه کنند وآن را متفاوت ببینند
که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.
که من همه جاهستم ............................همیشه
الهی و ربی من لی غیرک